مهدی بیات
سلام. امروز با يه كاربرد شاخص CPI آشنا شدم كه برام تازگي داره و بدم نمي ياد دربارش براتون بگم. انوم تو ارزيابي مشاوره . مي گين چطور؟ به اين ترتيب كه كا تو پروژه فهرست بهايي كه داشتم از مشاور خواستيم كه نتايج متره رو بر اساس احجامي كه برآورد مي كنه براي هر جز از ساختار شكست پروژمون توي يه فيلد پرجكت برامون وارد كنه و در بهاي واحد هر جز ضرب كنه تا بهاي هر فعاليت بدست بياد . ما با استفاده از اين اطلاعات EV رو در حين اجراي پروژه مي تونم بدست بياريم . از طرفي از پيمانكار مي خايم توي يه فيلد پرجكت مقدار احجام واقعي رو كه تو پروژه براي هر فعاليت انجام مي ده رو وارد كنه و ما با ضرب اون در بهاي وارد مي تونيم هرماه AC اون فعاليت و در نهايت پروژه رو حساب كنيم و از نسبت گيري اين دو تا شاخص و محاسبه CPI مي تونيم ببينيم كه مشاور تا چه حد تو متره و برآورد هاش دقيق بوده. فكر كنم اگه يكم مواظب تغييرات باشيم معيار خوبي براي ارزيابي باشه
مهدی بیات
سلام دوستان.من در پروژه ای درگیر مشکلی هستم و از دوستان تقاضای راهنمایی دارم.پروژه یه پروژه فهرست بهایی هست که از نوع پرويه های قیمت مقطوع حساب می شه .در نظر داشته باشید که من از دیذگاه کارفرما به پروژه نگاه می کنم که فارغ از هزینه های واقعی صرف شده برای پروژه هست و تنها مبلغ صورت وضعیت های ارسالی پیمانکار و و مبلغ تایید شده مشاور بر اساس مجموع ردیف های فهرست بها برام به عنوان هزینه صرف شده پروژه مطرح است.در نتیجه ارزش کسب شده برای کارفرما که همون هزینه برنامه ریزی شده برای کارهای انجام شده است ، مبلغ تجمعی صورت وضعیت هاست . حالا مسئله اینجاست که هزینه واقعی AC برای کارفرما بازهم برابر با مبلغ تجمعی صورت وضعیت هاست و با این ترتیب CPI برای کارفرما برابر یک می شه. این با PMBOK هم مطابقت داره که در پروژه های قیمت مقطوع ، ریسک هزینه می افته گردن پیمانکار . من این رو تو جلسه ای مطرح کردم که با مخالفت مدیر پروژه واقع شد.حالا آیا نظر من درسته یا نه از شما می خام نظرتون رو در این باره بگید
سلمان کاظم زاده
با سلام خدمت اساتید و همکاران محترم ، 1- کسی می تونه فرمهایی رو که در بحث EVM در پروژه ها استفاده میشه و مورد استفاده خودشم بوده (کاملاً کاربردی و کامل) و کامل هم هستش در اختیار من یا شاید دیگر دوستان بزاره ، اگه کسی این فرمها رو داره ممنون میشم به من کمک کنه . 2- من اگه بخوام از وسط یک پروژه مبحث EVM رو پیاده سازی کنم چه کار کنم از کجا شروع کنم . با سپاس
mehdi tavana
سلام تو ارن ولیو مواردی هست که من راجع بهشون سوال دارم مثلا اینکه شاخص ها رو از داده های هر روز یا به عبارتی "فردی" باید محاسبه کنیم یا اینکه باید طی مجموع دوره یا بعبارتی "تجمعی" داده هارو ببریم توی شاخص ها. مطلب دیگر نحوه تحلیل کردن این شاخص هاست به نظر می رسه صرف اینکه مثلا هزینه بیشتر از برنامه ریزی ما شده و یا اینکه برنامه عقب هست رو نمی تونیم به عنوان تحلیل قبول کنیم. همچنین چطور می شه بین شاخص های ارن ولیو و زمان های تاخیر ، میزان انحراف و اینجور مواردی ارتباط برقرار نمود.
Mazdak
مديريت ارزش كسب شده يكي از ابزارهاي رايج و كارآمد در مديريت پروژهها محسوب ميشود كه امكان مديريت يكپارچه و ساختار يافته را بر گستره/محدوده، زمان و هزينه پروژه فراهم ميآورد. عدم تمركز براي شناخت اين روش كارآمد و الزامات آن باعث شده است كه اغلب كاربرد اين روش به ابزاري براي گزارشدهي زمان و هزينه محدود شود و قابليتهاي آن در يكپارچهسازي مولفههاي مختلف پروژه، كمتر مورد توجه قرار گيرد. اين روش ميتواند ابزار خوبي براي يكپارچهسازي مولفههاي مختلف پروژه از جمله ساختار سازماني و محدوده پروژه، برنامهزماني، بودجه و برنامه منابع، سيستم حسابداري، سيستمهاي ارزيابي عملكرد تيمها، هشدارهاي زودهنگام، برنامهريزي مجدد، مديريت تغييرات در پروژه، ايجاد تيمهاي خودگردان، گزارشدهي عملكرد، پيشبيني روند و ريشهيابي انحرافهاي زماني و هزينهاي باشد. قطعاً توسعه شناخت نسبت به قابليتهاي اين روش ميتواند بخشي از مشكلات مديريت يكپارچه پروژهها را -به ويژه در شركتهاي پيمانكاري - مرتفع نمايد.
باعرض سلام ،
1390/12/17 - 08:22جناب مهندس مهدي بيات
بدينوسيله از ارائه درس آموخته ها و تجربيات حضرتعالي سپاسگذاري مي نمايم .
بااحترام
جواداحمدزاده
با درود فراوان
1390/12/23 - 10:05ضمن سپاسگذاري از شما جناب آقاي بيات مي خواستم توجه شما رو به در نظر گرفتن يك سري نكات در اين روش پيشنهاديتون جلب كنم:
1- مهندسان مشاور در هنگام تهيه متره براي يك نقشه عموماً حدود 10 درصد پرتي براي مصالح در نظر مي گيرن كه اين درصد با توجه به ميزان مهارت ،تكنولوژي و ابزار مورد استفاده و دقت پيمانكار اجرايي اگر بيشتر نشود قطعاً كمتر نخواهد شد و اين موضوع بويژه در فعاليت هايي مانند آرماتور بندي و PIPING به دليل تفاوتي كه مشخصات فيزيكي متريال خام توليد شده در كارخانه هاي متفاوت با يكديگر دارند بر ميزان پرتي مصالح تاثير مستقيم مي گذارد و مشاور در اين موضوع مقصر نمي باشد.
2- گاها بنا به دلايلي (خواست كارفرما،شرايط محيط،اشتباه در اجرا و ....) نقشه اوليه مصوب در هنگام اجرا دچار تغييراتي شده و احجام برآوردي كم و زياد مي شوند و احجام كار واقعي بعد از اجرا و از روي نقشه هاي چون ساخت (As Built) استخراج مي شوند.دراين حالت هم تنها مشاور عامل تناقض پيش آمده نمي تواند باشد.
3- مهمترين نكته در مورد احجام كار واقعي انجام شده اطمينان از درستي احجام واقعي اعلام شده و قابل پذيرش بودن آن ها پيش از انجام هر محاسبه اي مي باشد. يعني اينكه امكان دارد پيمانكار اجرايي كاري را انجام داده باشد ليكن بخش كنترل كيفيت تمام حجم كار انجام شده را به دليل بي كيفيت بودن آن قبول نكرده باشد.پس بايد پس از تاييد تكميل فعاليت از سوي بخش هاي كنترل كيفيت نسبت به محاسبه حجم نهايي كارها اقدام كرد و آنها را ملاك قرارداد.
4- با توجه به اينكه شما از محاسبه فاكتور AC براي فعاليت ها گفتيد پس بايد به اين نكات نيز توجه داشته باشيم كه حتما هزينه هاي مبناي محاسبات در هنگام طراحي با هزينه هاي واقعي در هنگام اجرا يكسان باشند.
با سپاس فراوان