مسعود سلطاني
يك نياز ديگر كه بهتر است كه در اين اجتماع اضافه شود، امكان دعوت تمامي اعضاي اجتماع به يك گروه است. در حال حاضر تنها ميتوان افراد دنبال شونده و دنبالكننده را به گروه دعوت كرد. در حالي كه بهتر است بتوان از بين ديگر كاربران نيز افراد را دعوت كرد.
·
1390/05/9 - 00:37
در
بخش فنی وب سایت
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
مسعود سلطاني
استراتژي بدون تاكتيك دورترين راه براي رسيدن به مقصد است و تاكتيكهاي بدون استراتژي، غوغاهاي پيش از هزيمتند. سان تزو
مسعود سلطاني
يكي از چيزهايي كه باعث سر در گمي افراد ميشود، تعريفهاي گوناگوني است كه از استراتژي ميشود. خيلي از اين تعريفها در عمل به هيچ كاري نميآيند و به خاطر سپردن آنها هم به دليل بيارتباطي با كار واقعي بسيار دشوار است. مشكل ديگر، تضادهايي است كه اين تعريفها با يكديگر دارند. مينتزيرگ اين تعريفها را غيرمفيد ميداند و تنها فايده آنها را گذراندن درس استراتژي و يا پر صفحه كردن گزارشهاي مشاوران استراتژي ميداند. كتاب جنگل استراتژي كه به فارسي هم ترجمه شده است، درباره همين موضوع است و تمامي نحلهها و ديدگاهها متفاوتي را كه در چند دهه اخير مطرح بوده است، در 10 مكتب طبقهبندي كرده است. اين كتاب آشنايي خوبي با استراتژي ايجاد ميكند. بايد توجه داشت كه هيچ يك از اين نحلهها به طور كامل كنار گذاشته نشدهاند و هر يك ابعادي از استراتژي و يا نگاهي به استراتژي را پر رنگ كرده است. تمام اين نحلهها از برنامهريزي تا كشف استراتژي تكويني در سازمان، هنوز وجود دارد. خواندن اين كتاب را به همه توصيه ميكنم.
مسعود سلطاني
@aryanapm به نظر من ارسال مطالب به زبان انگليسي، جز در مواردي كه ميخواهيم به دلايلي به اصل متن ارجاع بدهيم، مناسب نيست و بهتر است كه تمهيدي براي عدم ارسال چنين مطالبي انديشيده شود. علتش هم اين است كه بيشتر اين مطالب كپي است و در بين چند ده مطلب فارسي خوانده نيز نميشوند.
مسعود سلطاني
يكي از دشواريهاي ارسال مطلب جديد اين است كه به هيچ عنوان امكان ايجاد پاراگراف را نميدهد. براي همين نميتواني به مطلب خود عنوان بدهي. مطلب خود را به صورت چند بند مجزا بنويسي و .... لطفا راهي براي حل اين مشكل بيابيد.
مسعود سلطاني
1. دعوت ديگران از طريق ايميل پاهو ممكن نيست. 2. وقتي نام گروه را استراتژي ميگذارم، اين خطا را ميدهد كه ساخت گروهي كه نام آن با برخي حروف مثل " آ " شروع ميشود، فعلا ممكن نيست. اما پيشتر دو گروه با حرف اول " ا " ساخته شده است.
مسعود سلطاني
وقتي كلمه استراتژي را ميشنويم، اولين پرسشي كه در ذهن تداعي ميشود اين است كه اين موجود غريب چيست؟ وقتي سازماني ميگويد كه استراتژي دارد، چه چيزي دارد كه سازماني بدون استراتژي از آن محروم است. مثالي اين موضوع را روشنتر ميكند. فرض كنيد كه شما مدير يك پروژه هستيد و ميخواهيد استراتژيك عمل كنيد، چه ميكنيد؟ قرار است كه پروژه 11 ماه آينده راهاندازي شود. اگر اوضاع بر همين منوال پيش برود، خوشبينانه پروژه 18 ماه به طول ميانجامد. داشتن استراتژي به اين معناست كه شما اوضاع پروژه را از منظر داخلي، شرايط محيطي و برخي عوامل ديگر بررسي كنيد و مهمترين مسايلي را كه بر روي زمان پروژه تاثير ميگذارد، شناسايي كنيد. اين موارد بايد حداكثر 3 يا مورد باشد. جوهره استراتژي در همين موضوع است، تمركز. اگر شما منابع محدود خود را بر روي 3 موضوع اهرمي موثر بر زمان پروژه متمركز كنيد و راهكارهاي متناسب با اين موضوعها را نيز بر اساس قاعده تمركز بيابيد، استراتژيست هستيد و براي پروژه خود يك استراتژي توسعه دادهايد.
مسعود سلطاني
تجربه من در زمينه تدوين استراتژي و تلاش براي ايجاد دفتر مديريت استراتژي نشان ميدهد مهمترين عامل اين است كه شاخصهاي كنترلي ما به طور منظم و قابل اعتمادي در دسترس نيستند. مديران ارشد از سنجش شاخصها و نظارت بر آنها حمايت نميكنند، چرا كه تا حد زيادي عملكرد آنها را نيز بازتاب ميدهد. در صورت نرسيدن به اهداف، چه واكنشي ميخواهند نشان بدهند، منابع بيشتري در اختيار مديران عملياتي قرار بدهند؟ درباره پرداخت و ساير شيوههاي جبران خدمت مديران و كارشناسان درگير تصميم متفاوتي بگيرند؟ يا اهداف را متناسب با عملكرد تغيير بدهند؟ به طور معمول راه سوم انتخاب ميشود. گاهي نيز سنگ بزرگي برميداريم و ميخواهيم يك دستگاه عريض و طويل به نام دفتر مديريت پروژه درست كنيم. نتيجهاش مقاومت افرادي است كه اين سازمان جديد، قدرت آنان را محدود ميكند. بودجهريزي بر مبناي اثربخشي جاي بودجهريزي بر مبناي حجم فعاليتها را ميگيرد و همين امر يعني شفافيت. چيزي كه بسياري از آن گريزانند و در برابرش مقاومت ميكنند.