میترا کردستانی
برابری زن و مرد به این معنی نیست که آن ها یکسان هستند. با قدرت گرفتن زنان در محیط کار اختلافات میان زنان و مردان در بین کارکنان جوان و حتا مسن نیز بالا می گیرد و ما متأسفانه باید شاهد این اختلافات در قسمت های مختلف سازمان باشیم. ازدفاتر تجاری گرفته تا کارخانه جات و میادین جنگ، امروزه که زنان در جلسات هیأت مدیره سازمان های بزرگ نیز اظهار وجود می نمایند و یا این که توانسته اند شرکت ها و سازمان های خود را تأسیس نمایند و به عنوان مثال نرخ زنان صاحب شرکت تا میزان ۱۰۳ درصد افزایش یافته است در ده سال گذشته، این تفاوت ها و اختلافات در بین گروه های مدیریتی سازمان های بزرگ نیز پدیدار شده است
میترا کردستانی
راهكارهاى رفع موانع مديريت زنان: از آن جا كه زنان نيمى از سرمايههاى انسانى جهان محسوب مىگردند، بايد از تخصص و دانش آنان به بهترين وجه استفاده نمود و به آنان اجازه داد تا توانايىهاى خويش را بروز و ظهور دهند، تا جامعه هر چه سريعتر مراحل رشد و توسعه را بپيمايد. همانگونه كه بيان گرديد، مديريت بانوان يكى از مسائلى است كه موانع زيادى را پيش رو داشته، و هنوز نتوانسته است جاى خود را آن چنان كه بايد در جامعه باز نمايد. لذا براى رفع يا كاهش اين موانع، انجام اقدامات آموزشى و حمايتى زير ضرورى به نظر مىرسد: 1- آگاهى دادن به جامعه، در رابطه با توانايى و شايستگى بانوان، براى اداره بخشى از امور جامعه، يكى از اساسىترين مطالبى است كه در اين راستا بايد به آن توجه و اقبال نمود. 2- آموزش اين مسأله كه در برخى موارد، مديريت زنان لازم و ضرورى به نظر مىرسد؛ خصوصاً در امورى كه مربوط به خود بانوان مىگردد. 3- تبيين اين مطلب كه زن مىتواند همگام با مديريت منزل و رسيدگى به امور خانه، (ادامه در دیدگاه 1)
فرشاد اشكبوسي (Farshad Ashkbousi)
با یک مثال ساده بررسی می کنم...... به یاد بیاورید 40 سال پیش هنوز هیچکس دانش استفاده از تلفن همراه را نداشت..... چه مرد و چه زن..... بعد کم کم این تکنولوژی مانند دیگر تکنولوزیها وارد شد و البته شاید در روزگار نخست بیشتر مورد استفاده همان مردانی قرارگرفت که در نظام مردسالار امروز و دیروز بر مسندهای مدیریتی نشسته بودند یا بلحاظ تکنیکی بیشتر با این وسیله آشنا بودند..... اما کم کم (در زمان کوتاهی) با بیشتر شدن استفاده و بالاتر رفتن توانمندیهای زنان، آنها هم توانستند پابه پا بلکه قویتر از مردان از این وسیله بهره ببرند. (که البته این برتری بخاطر توانمندی ذاتی و سنتی آنها در انواع گفتگو و ارتباطات بود) ...... منظورم اینه که بکارگیری یک تکنولوژی و یا دانش (از جمله دانش مدیریت پروژه) یا عدم بکارگیری اون رو نمی توان صرفا نشانگر مردسالاری و ظلم بر زنان دانست.....بلکه شاید هنوز توانمندی آن در ایشان بطور برتر شکوفا نشده است..... هرچند که از روز اول هم مثالهای نقضی چه در مردان و چه در زنان بوده است.
فرشاد اشكبوسي (Farshad Ashkbousi)
والبته در کنار این دلایل متعدد (با آمار و بی آمار) که همگی اشاره بر ضعف مردان مردسالار در ایران و حتی در دمکرات ترین و پیشرفته ترین کشورهای دنیا دارد؛ باید ضعف زنان در اثبات مدعا و توانمندیهایشان را هم جستجو کنیم! .... اگر بخواهم صرفا به اشاره به تفاوتهای متافیزیکی و فیزیکی زنان و مردان (که بی منطق هم نیستند) بسنده کنم، شاید به همان دامی بیفتم که در جاهایی از کلام، خانم کردستانی و یا نویسندگان شاهد ایشان هم افتاده اند!یعنی به زعم من نگاه جنسیتی!.... ولی بهترین و قویترین دلیل را ناتوانی و تازه واردبودن زنان می دانم و بس و امیدوارم که همچون دیگر مسایل با توانمند شدن زنان،کل جامعه بهره مند شوند..... (ادامه دارد)
میترا کردستانی
در تحقيقي كه در سال ۱۳۸۱ در مورد علل عدم دستيابي زنان به پستهاي مديريتي در بين كاركنان و مديران چند سازمان به انجام رسيده نشان ميدهد كه اگر چه مديران و كاركنان مورد پرسش و كارايي و قابليت زنان در عرصههاي مديريتي و پستهاي بالاي سازماني واقفند اما تنها ۶ درصد از كاركنان مرد و پست مديريت را براي زنان مناسب ميدانند. ۳۰ درصد كارمندان مرد از اين كه مافوقشان زن باشد احساس خوشايندي ندارند. اگر چه همه مديران مورد پرسش بر اين باور بودند كه زنان شايستگي لازم براي تصدي پستهاي بالاي سازماني را دارند اما بيش از ۸۰ درصد آنان مديريت را كاري مردانه ميدانند و بيش از ۵۰ درصد معتقدند كه مردان در كارهاي مديريتي موفقتر از زنانند و خلاقيت بيشتري از خود نشان ميدهند.
میترا کردستانی
ممكن است براي خواننده اين سؤال پيش آيد كه به راستي چه ضرورتي به مديريت زنان در بخشهاي گوناگون جامعه وجود دارد؟ در پاسخ به اين سؤال بايستي اذعان داشت كه امروزه توانمندسازي زنان و مشاركت كامل آنان بر پايه برابري، در همه زمينهها از جمله در فرآيند تصميمگيري و مديريت جامعه يكي از پيش نيازهاي توسعه پايدار ميباشد كه كشور ما سخت بدان نيازمند است. در جوامعي كه هنوز تعادل مطلوب و قابل قبول و مشاركت عادلانه زن و مرد در فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي فراهم نشده و فرصت منصفانه بروز خلاقيت و استعداد انسانها برقرار نگرديده است و فرآيند توسعه آن گونه كه انتظار داشتهاند موفق نبوده است. تداوم و شتاب توسعه هنگامي رخ خواهد داد كه زن و مرد و دوشادوش يكديگر مسئوليت توسعه را بر عهده بگيرند. علاوه بر اين، رشد دختران و زنان تحصيل كرده دانشگاهي و پيشي گرفتن آنان از مردان جامعه در چند ساله اخير نمود پيدا كرده است كه لزوم بحث مديريت زنان را بيش از پيش مطرح ميسازد.
میترا کردستانی
تاريخ جهان شاهد نقش بسيار عظيم و غيرقابل انكار زنان در حوادث گوناگون است. امروزه كه مباحث توسعه كشورهاي جهان مطرح ميباشد، نقش زنان در اين فرآيند به شدت مورد توجه قرار گرفته است. برگزاري جلسات، سمينارها و كنگرههاي متعدد در خصوص جايگاه زنان و نقش آنان در توسعه حكايت از اين موضوع حياتي دارد. با كمي دقت ميتوان دريافت كه برگزاري اين گونه برنامهها نشان از موضوع نه چندان خوشايند ديگري نيز دارد و آن اين است كه تاكنون يا حداقل در سدههاي اخير نقش زنان به عنوان نيمي از جمعيت جهان در حال توسعه ناديده گرفته شده كه اين امر نشان از وجود تبعيضات و نابرابريهاي جنسيتي در زمينههاي گوناگون سياسي، اقتصادي، اجتماعي و غيره دارد. جامعه انساني از عدم حضور واقعي زنان در عرصههاي مختلف لطمات جبران ناپذيري ديده و بدين خاطر در دو دهه اخير درصدد جبران اين نقيصه بر آمده است.